

نگاهي به روند برگزاري (نخستين؟) اكسپوي عكس ايران*
چندي پيش خبر برگزاري «نخستين اكسپوي عكس ايران» را از طريق پيام كوتاه روي تلفنهاي همراهمان دريافت كرديم يا بر روي وبسايتهاي مربوط به عكاسي خوانديم. ديديم اين بار موسسهي فرهنگي هنري صبا اقدام به چنين حركتي كردهاست؛ با اهدافي كه آنها را چنين شرح ميدهد:
هدف اكسپوي عكس در وهله اول تثبيت جايگاه تخصصي، حرفه اي و زيبايي شناختي عكس و توجه ويژه به اين هنر رسانه در چرخه توليد و عرضه آثار هنري و در سياست گذاريها و اولويت هاي مبنايي هنر ايران است. همچنين تداوم حركت در مسير رونق و رشد اقتصاد هنر و حمايت از هنر بخش خصوصي و جذب سرمايه گذاريها به سمت پشتيباني از طرحها و آثار هنري و مطرح شدن هنر به مثابه مقوله اي تعيين كننده، درآمد زا، كارآمد و پربازده در چرخه مالي و روند سودبخشي و سرمايه سازي اقتصاد ايران از ديگر اهداف اين اكسپوهاي هنري است، كه ضرورت استمرار حركتهاي اينچنين را در شرايط كنوني مضاعف مي كند.
ديدن صفت «نخستين» تنها برداشتي را كه در ذهن ميآورد آن بود كه آنقدر كيفيت برگزاري بالا است كه هرچه پيش از آن، با اين عنوان برگزار شدهاست را به كل انكار ميكند و آنقدر آن را بيارزش و غير حرفهاي ميداند كه خود را «نخستين» ميداند. گويي اينجا نقطهي صفر تاريخ است كه از اين پس مبدأ قرار ميگيرد و فردايي نو را در تاريخ عكاسي ايران زمين رقم ميزند. خبر اين فراخوان كه نخستين بار به صورت پيام كوتاه براي بسياري ارسال شد، آدرس وبسايتي را به همراه داشت كه نشان از برنامهاي طولاني مدت دارد: www.sabaartexpo.com به اين معني كه مقصود نهايي فروش «آثار هنري» است و اين داستان تنها به عكاسي محدود نميشد. به عبارتي موسسهي صبا قصد دارد به طور (احتمالاً) سازمان يافته و (قطعاً) حرفهاي به فروش آثار مختلف هنري بپردازد كه به هر حال اين بار قرعه به نام عكاسي افتاده است.
در حالي كه بسياري از دوستان و عكاسان ايران، اين اكسپو را فاقد شرايط حرفهاي و گروه كارشناسي ميدانستند و به نوعي شركت در آن را تلويحاً و شفاهاً تحريم كرده بودند، عدهاي ديگر گفتند بياييد اين بار خوشبين باشيم، ايرادي و وسواسي نباشيم، شمشير از رو نبنديم و آستينمان را بالا بزنيم برويم وسط گود. پيشداوري نكنيم و با حسن نيت در اين حركت ذاتاً جمعي و مثبت براي عكاسي ايران «شركت» كنيم. اين شد كه به وبسايت مراجعه كرديم. متأسفانه و همانطور كه انتظار ميرفت وب سايت فروش آثار «هنري» موسسهي «فرهنگيهنري» صبا از ظاهر و طراحياي فوقالعاده ابتدايي و غير قابل انطباق با هرگونه زيباييشناسي ممكن در مباني هنرهاي تجسمي بود. به هر حال همين كه مسئولان اين بار براي اين كار يك وبسايت مجزا در نظر گرفته بودند برايمان تجربهي شيريني بود. متن «فراخوان» را مطالعه كرديم و فايلهاي «شركت» در اين حركت را دانلود كرديم. از سايز فايل شركت در اكسپو (نميدانم چرا مدام كلمهي مسابقه در ذهنم ميآيد!) كه 2.3 مگابايت بود باز هم كمي تعجب كرديم. به هر حال پس از حدود بيست دقيقه انتظار بيصبرانه و با اينترنت دايلآپ فايل را دانلود كرديم و مشغول مطالعهي بندهاي آن شديم:
-فرم به دو زبان فارسي و انگليسي تنظيم شدهبود و از بند «مليت» آن ميشد فهميد كه اين اكسپو قطعاً نمايشگاهي بينالمللي است و تنها هنرمندان ايراني نيستند كه در آن شركت ميكنند. اما نكتهي جالب آن بود كه با فارسي بودن متن فراخوان، فرنگيان عزيز چگونه بايد روحشان از وجود چنين داستاني در ايران خبردار ميشد؟!
-در بندهاي مشخصات هر عكس شركت كننده بايد نام اثر، زمان و مكان عكاسي و تكنيك عكاسي را (كه در اينجا به دو نوع ديجيتال و آنالوگ تقسيم شدهبود) تعيين ميكرد. همچنين بايد قيمت پيشنهادي خود را نيز براي هر عكس مينوشت. يكي از نكات بسيار چشمگير و جذاب اين اكسپو اين بود كه شركت دادن عكس «بدون عنوان» در آن غير ممكن بود. وقتي در اين باره با «متخصص» اكسپو صحبت كردم، ايشان فرمودند «همانطور كه شما را به نامي ميخوانيم و عكس نيز پارهاي از شما است نميشود عكسي بينام باشد.» و اين به اين معني بود كه تاريخ و مكان عكاسي براي آن كافي نيست و «حتماً» بايد عنواني براي آن قائل شد. ديگر چيزي كه ممنوع بود، تحويل عكس بدون قيمت پيشنهادي بود. آخر كسي نيست بگويد من دانشجوي بيتجربهي گرم و سرد زندگي را نچشيده چه سررشتهاي از قيمتگذاري كار دارم؟ ترسان و لرزان بالاخره شير يا خطي كرديم و قيمتي براي كارهايمان پيشنهاد داديم...
-هر شركتكننده حق داشت حد اكثر 5 اثر در اين اكسپو شركت بدهد كه براي هر يك هزينهاي معادل پنجاه هزار ريال بايد به شماره حسابي كه در وبسايت اعلام شده بود واريز ميكرد (بابت هزينهي كارشناسي و قيمتگذاري آثار)
-در «دبيرخانه»ي اكسپو فرمهاي ديگري علاوه بر فرمهاي شركت در اكسپو فراهم شدهبود كه در آنها شركت كننده تعداد نسخههاي موجود عكس و نسخههايي را تعيين ميكرد كه قصد دارد در اين نمايشگاه به فروش برساند.
-وقتي در دبيرخانه، از افراد مسئول تحويل آثار دربارهي تيم داوري اكسپو سوال كردم، در پاسخ گفتند: «اين تيم از پيش تعيين شدهاست اما ما براي جلوگيري و اجتناب از جناحبنديها نام آنها را اعلام نميكنيم تا اين نامها احياناً موجب يا مشوق شركت افراد در اكسپو نباشد.» ديگر چه چيزي از اين بهتر؟ نخستين اكسپوي عكس ايران، به دور از جناحبنديها و باندبازي!
-پولها را به حساب ريختيم، كارها را آماده كرديم، فرمها را پر كرديم، امضا كرديم و پاكت را بستيم و روز آخر مهلت تحويل آثار دبيرخانه را ترك كرديم. شنيديم فرداي آن روز و فرداي فرداي آن روز و فرداهاي متوالي كار تحويل گرفته شده و به مدت حدود ده روز اين مهلت تمديد شد كه اين البته قطعاً يكي از نقاط قوت و وجوه حرفهاي هر اكسپو و مسابقه و نمايشگاهي است! بعدها در وبسايتها از قول متخصصين خوانديم اين به دليل استقبال باورنكردنياي بود كه از اكسپو به عمل آمد.
طبق گاهشمار اكسپو روز 23 مرداد روز اعلام نتايج «داوري» اكسپو بود كه با احتساب ده روز عقب افتادن احتمالي همهي مراحل آن احتمالاً بايد حدوداً هفتهي اول شهريور نتايج اعلام ميشد. امروز كه هفدهم شهريور است و هنوز خبري نيست. حتي من شركتكننده نميدانم به برگزيدگان از طريق تلفن يا اي-ميل اطلاع داده شدهاست يا نه. وبسايت هيچ گونه آپديتي نشده. اتفاقاً اين هم از وجوه حرفهاي اين «نخستين» اكسپو است كه در وبسايت آن و حتي در وب سايتهاي ديگر هيچ خبري از اينكه اكسپو در حال حاضر در چه مرحلهاي به سر ميبرد ديده نميشود.
*جهت اطالاعات بيشتر دربارهي بحثهاي پيرامون اين اكسپو و اكسپوهاي پيشين ميتوانيد به مطالبي كه در سايت عكاسي نوشته شدهاست مراجعه كنيد:
http://www.akkasee.com/news/#12850
http://www.akkasee.com/news/12843
<این مطلب روز یکشنبه ۲۴ شهریور در روزنامه ی کارگزاران به چاپ رسیده است.>