روز چهارشنبه 15 آبان 1378 مطلبی با عنوان "زبان عکاسانه؛ گزارههايي در باب خوانش عكسها"، نوشتهی هانس دورر با ترجمهی بنده (گلاره خوشگذران حقیقی) در صفحهی تجسمی روزنامهی کارگزاران به چاپ رسيد. این مطلب نخستین بار در دو بخش، در شمارههای دو و سهی مجلهی "کالوتیپ"-ماهنامهی تخصصی عکاسی دانشگاه هنر- به چاپ رسیده و مقالهاي بود كه من صرفاً برای مجلهی کالوتیپ ترجمه و آماده کرده بودم؛ مقالهاي کاملاً تخصصی با عنوان اصلی "خوانش عکسها" كه به هیچ وجه جایگاهی در یک روزنامه ندارد. هفتهی پیش (پس از حدود يك هفته از انتشار اين مطلب) به طور كاملاً اتفاقي مطلع شدم مسئولان صفحهی تجسمی این روزنامه (اگر مسئول و مسئولیتی در کار باشد!) بدون اجازهی من، مدیر مسئول و یا سردبیر مجله، بخش اول این مطلب را بدون ذکر منبع، با انتخاب عکس دلخواه خودشان در روزنامه به چاپ رساندند و حتی پس از چاپ و نشر آن هم ما را در جریان این کار قرار ندادند.
صرف نظر از اینکه این مقاله به هیچ وجه مناسب روزنامه نیست و من هيچ تمايلي به چاپ شدن مطلبي كه ترجمه كردهام در اين صفحهي اين روزنامه يا هر روزنامهي ديگري نداشتهام، با وجود تمام هزينههايي که با سختیهای بسیار پس از جلب نظر مسئولان دانشگاه برای چاپ و نشر این مجله- یا هر مجلهی دانشجویی دیگري- صرف ميشود، چنین عمل غیر قانونی و غیر اخلاقی از سوی یک روزنامهی رسمی کشور چطور میتواند توجیه شود؟
همکاری من با روزنامهی کارگزاران (در این مدت حدوداً هشت ماهه) به طور کاملاً غیر رسمی و بدون دریافت دستمزد بوده است. حال که این همکاری به هر دلیلی قطع شده است، مسئولان این روزنامه به خود اجازه دادهاند مطلبی را بدون هماهنگی و اجازهی مترجم یا ناشر آن به چاپ برسانند. چنین پیشامدهای نه چندان نادری نشان از آن دارد که جدیت و پیگیری افرادی همچون آقای افشین شاهرودی در نزاع چندین سالهی ایشان با روزنامهی همشهری، از سوی افراد جامعهی عکاسی ایران که به نسبت یکی از فعالترین مجامع هنری این کشور (به ویژه در زمینهی مباحث نظری و نشریات) است، باید هرچه بيشتر ديده شود.